|
|
حکایت نامه |
|
٢٤ دی ۱۳٩٠
یا ابا عبدلله
شنیدستم که مجنون دل افگار پيام هاي ديگران ()
۱٧ آذر ۱۳٩٠
تذکره الهند
شکر شکن شوند همه طوطیان هند زین قند پارسی که به بنگاله میرود ۱ مهر ۱۳٩٠
خیلی بده ادم داغون بودنشو با بقیه شیرکنه ، شاید از بچگی به ما یاد دادن که دین ما دین داغون بودنه و شادی جرمه ، با بعضی از اهل طریقت که دمخور شی میبینی که غمشونم شادیه ، گریشونم نشاطه ! امشب شب شهادت رئیس مکتبونه ازش بخواییم همه چی رو اونجور که هست نشونمون بده ۱٢ شهریور ۱۳٩٠
مکاشفات
زخم معده زخم اثنی عشر و ورم روده دواش اینکه اگه زن نداری بگیر و اگر داری طلاق بده ۳٠ امرداد ۱۳٩٠
امشب سحر شد و مولی نیامدی؟ چشمم به در خشک شد و مولی نیامدی؟ امشب تمام خاطره ها رقص میکنند سیلی ، کتک ، ریسمان و مولی نیامدی؟ آقا به حق دستهای ترک خورده ام طفلان گرسنه اند ، مولی نیامدی؟ کابوس بود یا که خوابم درست بود ؟ فزت بخواندی و دیگر نیامدی؟ رمضان نود امسال اگه خدا قبول کنه یک جزپنج رو اونم چون سفارش قبول کردم میخونم!!! ٢٤ امرداد ۱۳٩٠
"حسنی نگو بلا بگو " علاف چشم چرون بگو موی ژلی ، ابروی ژولی واه و واه و واه نه سیما جون نه بیتا جون ،هیچکس باهاش رفیق نبود تنها توی کافی شاپا ، نگا میکرد به بشقابا باباش میگفت : حسنی میری به سربازی،نه نمی رم نه نمیرم ! میری تو پارک دختر بازی ؟ نه نمیرم ! نه نمیرم گل پری جون با زانتیا ، ویراج میداد تو کوچه ها ... ۱۳ امرداد ۱۳٩٠
امشب خیال روی توام شد خیال من دریا گریست ز سوز و فراغ من لب بسته ام ز آب و غذا ربنای من دل بسته ام به لطف و کرم ربنای من امشب زبار معصیتم ضعف کرده ام لب تشنه ام جرعه ای کرم ربنای من دوم رمضان1390 ۱٢ امرداد ۱۳٩٠
یادلیل المتحیرین
خدایا چنان مقدر فرما که به خاطراتم به افتخار بنگرم ٦ امرداد ۱۳٩٠
القلب حرم الله و لا یشتغل حرم الله غیر الله
بعضی وقتا خونه رو خالی بزاری بری مسافرت برگردی میبینی یک گرد وغباری روش نشسته ،گاهی وقتا این گرده کمه با یک دستمال میره ، گاهی وقتا دستمال و زور بازو نیاز داره ،گاهی به یک شی ء نوک تیز و یک چکش ، گاهی هم پیکور! دل آدمم که خانه خداست وقتی از خدارو چند وقت توش راه ندی و خالی بمونه ، گرد و غبار روش میشینه ، گفتن این گردا با کارای خوب ، شرکت در مجالس یاد خدا ،جلیس زنده دلا شدن میره ، تو هر سالم یک ماه گذاشتن برای گرد گیریش ، گاهی نمیشه ازش استفاده کرد مواظب باشیم ضربه های پیکور دیوارم گاهی خراب میکنه ها!!! ۱ امرداد ۱۳٩٠
یکی یکی تعلقات زندگیم داره از گرفته میشه ، واقعا اون روزی که با شصت هزار تومن به عنوان مهندس تازه کار استخدام شدم والانی که مدیرعاملش هسم زیاد تفاوتی در نگاه بهش نداشتم ، فکر کنم اگه قرار بود این شرکت سی سال دیگم عمر کنم من پاش میشستم ، پای اینم اینقد نشستم تا خریدنش ! ٢٦ تیر ۱۳٩٠
یا مهدی
ظهر میلاد آمد نم نمک نامیدی ، از وصول دیدار دستها رو به خدا ، سینه ها مالامال عصر این یکشنبه یا که جمعه شاید چشمها مشتاقند به وصالت آقا ٢٦ تیر ۱۳٩٠
دوباره پرچم سبز و دم مسیحائی دوباره شعر و غزلهای رویایی دوباره امید ظهور است و تنهائی دوباره های و هویهای شیدائی نوشته با خط خوش مسلمانی که صبح قریب است و میائی 90.4.26 ٢٦ تیر ۱۳٩٠
یا شمس الشموس
صبح میلاد رسید دو رکعت شکرانه ، رو به درگاه خدا راستی ای آقا ! بچه ها منتظرند عده ای هم بیدار تا سپیدی سحر به امید نظری یا به عشق دیدار بوسه بر دست شما 15 شعبان -1390 با سلام ای آقا شبتان مهتابی ، روز میلاد شما درپیش است عرض تبریک آقا ، با کمی بیتابی ای نفسها به فدای کف نعلین شما اندکی تند قدم بردارید.... ٢٥ تیر ۱۳٩٠
دعای خواجه نصرالدین طوسی
اللهم صل و سلم وزد و بارک على صاحب الدعوه النبویه و الصوله الحیدریه و العصمه الفاطمیه و الحلم الحسنیه و الشجاعه الحسینیه و العباده السجادیه و الماثر الباقریه و الاثار الجعفریه و العلوم الکاظمیه و الحجج الرضویه و الجوادالتوقیه و النقاوه النقویه و الهیبه العسکریه و الغیبه الالهیه القائم بالحق و الداعى الى صدق المطلق الکلمه الله و امام الله و حجه الله القائم بامرالله و القسط لدین الله الغائب بامرالله و الذاب عن حرم الله امام السر و و العلن دافع الکرب و المحن صاحب الجود و المنن الامام بالحق ابى القاسم محمد بن الحسن صاحب العصر و الزمان و خلیفه الرحمن و مظهر الایمان و قاطع البرهان و شریک القرآن و امام الانس و الجان صلوات الله و سلامه علیه و علیهم اجمعین .الصلوه و السلام علیک یا وصى الحسن و الخلف الصالح یا امام زماننا ایها القائم المنتظر المهدى یابن رسول الله یابن امیرالمومنین یا امام المسلمین یا حجه الله على الخلائق اجمعین یا سیدنا و مولینا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الى الله و قدمناک بین یدى حاجاتنا فى الدنیا و الاخره یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله عز و جل بحقک و بحق آبائک الطاهرین
٢۱ تیر ۱۳٩٠
بعضی وقتها دین داری در اخم کردنه ، گاهی هم تو نه گفتن ویک وقتم تو روزه نگرفتن ، این نوع آخری خیلی سخته اونم وقتیکه خیلی به خودت فرو رفتن وله له زدن نیاز داری ۱٩ تیر ۱۳٩٠
یوسف زهرا
الا ای یوسف زهرا کجائی / که گویم درد و غمهای نهانی همان چیزی که با کس می نگویند / همان تشویشهای زندگانی نمی بینی فراغ شیعان را؟ /نمی جوئی دلیل این جدائی ؟ همی خواهی نبینی دوستان را؟ / گلی چون تو نباشد بوستان را؟ کماکان سر به چاه و خار در چشم / کماکان لب به ذکرت هست مذکر فروغ حسن رویت در خیال است / خیالم در خیالت در خیال است حدیث سرو قدت بر زبان است / زبان اندر رثایت ناتوان است دوچشمم در فراغت اشک بار است /سرشک دیده ام قبل از وصال است دلم قصد وصال یار دارد / در این ره گو خطر بسیار دارد امسال چی قسمتم بشه خدا میدونه؟ ۱٢ تیر ۱۳٩٠
یا سریع الرضا
از باب الجواد که وارد میشوی درگیر جود امام میشوی ، چه اسم با مسمائی ، چه صحن دلگشائی ، انگار آن بغضها و کینه ها که یکسال جمع کردی تا با صاحبت امرت بگوئی یکجا میرود ، انگار همه جمله ها در هم پیچیده ، این تو نبودی که ژست قهر گرفتی ، زبان شکایت گرفتی همه و همه یادت رفت وباز به موطنت باز میگردی ، با سلامی پاسخ گفته و دردهای التیام یافته ۸ تیر ۱۳٩٠
یاامام الرحمه
خدا کند که زنده به بارگاهت نرسم ، برای شکایت می آیم خداکند با زبانم بسته باشد تا از دوستانت شکایت نکند خدا کند چشمان اشکبارم به بارگاهت چشم ندوزد ٦ تیر ۱۳٩٠
آپاراتی
به دوستم که بیمارستان مسیج دانشوری کار میکنه گفتم من همه اعضا را اهدا کردم فقط معده حقیر سوراخه بده آپارتی بعد بنداز رو یکی دیگه |
