حکایت نامه

۱٠ تیر ۱۳۸٤
 

يک مصلح اجتمائی که ازاونجائی نخواست نامش فاش شود حدس ميزنم ازسربازان گم نام هستند وقصد دارند اين حقير را به راه راست هدايت کنند برام کامنت جالبی گذاشتند:می دونی خيلی ضايع و مسخره می تونه باشه تو ۲ تا weblog عين هم بنويسن . سعی کن فکر و عقيده ی خودت باشه جديد باشه تقليد اصلا کار جالبی نيست اينو همیشه يادت بمونه یه خورده ام اين weblogo جذاب کنی بد نيست . فعلا

بديده منت جانم !!! ميخوای کنسرت بذارم توبلاگم بعدش يه صحفه اولش بنويسم از ورود خانمها باحجاب درست مانتوی بلند ، آرايش نکرده معذورم!!!

يکی ديگه که فکر نميکنم سرباز واين چيزا باشه تهمتی زده که می بينم که اثرات اون آدرسه تا ساعت 12 و 26 دقيقه هنوز پابرجاست ؟

اين وصله ها به من يکی نميچسبه همه ميدونن من ۹:۴۵مسواک ميزنم ۹:۵۰جيش وحدود ۱۰ بعد ازاينکه مانمو بوسيدم ميخوابم ديگه ۱۲:۲۶دقيقه چيه !!! من تا اون موقع هفتاد تا پادشاه را خواب ديدم



[ خانه | آرشيو |