حکایت نامه

٧ امرداد ۱۳۸٤
 

 خانم شيرين عبادی برای ديدارگنجی از ديوار بالا رفته وقصد نجات ايشان راداشته!

اکبرگنجی طی نامه ای به اقای منتظری خواستار عزل معظم لله شده!

ساعت ۲-۴ پنجشنبه تجمع اعتراض اميزی در جلوی بيمارستان ميلاد!

من نميخوام وضعيت موجودو تحليل کنم چون در سطح سواط شما نيست ودر اين مغال نميگنجه ولی گنجی وضعيتی بوجود اورده که بکشنش دردسره زنده باشه دردسره آزادش کنن يه ديونه زنجيری تو شهر بودنش خطرناکه زندان باشعه اونم يه نوع دردسره به اعتقاد اينجانب ايشان بايد اعترافنامه ای پرکنه که غلط کرده وجام واجبين رو سر بکشه

چون اگه بکشنش امريکا  شهيد دموکراسی رو علم ميکنه ويه جنگ باحال راه ميافته!!

اگه زنده باشه دوحالت داره يا ازاد ميشه يا نميشه اگه نشه يا به اعتصابش ادامه ميده که ميميره وباز حالت اول نوع يک ميشه وگرنه دوران محکوميتش و تموم ميکنه وحالت سه ميشه که نگفتم

اگه ازاد شه سه حالت داره يا ادم ميشه که فرض محاله يا ايران ميمونه که باز بعد دوسه هفته يه چرتی ميگه برميگرده زندان تکرار مراحل بالا  يا ميره خارج که اين بهترين گزينس

ودر اخر بازهم تاکيد ميکنم

 آنچنان مرگ واينچنين مرده

                       هرکه گفته شهيد .........خورده!



[ خانه | آرشيو |