حکایت نامه

٢٤ آبان ۱۳۸٤
 

برای بار بيست وپنجم ریپلای ميکنم وبرای بار سومsend to all

تو دل يه مزرعه يه کلاغ رو سياس

هوائی شده بره پابوس امام رضا

اما هی فکر ميکنه اونجا جای کفتراس

اخه من کجا برم يک کلاغ که روسياس

لب تشنه اگراب نبيند سخت است

            نوکر رخ ارباب نبيند سخت است



[ خانه | آرشيو |