حکایت نامه

۱ آذر ۱۳۸٤
 

سخن سردبیر

جلس الامیر من تحت البراید لتیک البیکحر (چون چ ندارن) وحرک البراید، روای میگه دیدم :" نقش الامیر من تحت العرض " جمع اصدقاه علی راسها ویقولا: اانت امیری؟ او انت امیری متی دوربینک ؟ضحک المیر ورفع یده هذا دوربینی وا غش الامیر

اما بعدکلا حس بویائی که تعطیل شد خلاصش از اون روز گذشت  تا هفته پیش که همینجور از زمین واسمون میومد واز نظر عصبی داغون شده بودم دست چپم شروع کرده بود گزگزکردن تا پنجشنبه شب که یکی ازافاضا ت حق نصیب شد ودست راستم هم به چپ پیوست ما شنبه ها با بروبچ فوتبال داریم اخر فوتبال  دو تا ازبچه ها که ازهمه بیشعور ترن اتفاقا پزشکی هم میخونن گفتم اینجوریه فرمودن معمولا عوارض تصادف بعدش خودشو نشون میده واحتما سلولهای سالمت دارن با چی میجنگن شایدم فلج شی؟  من گفتم هوم؟گفت مهم نیست گفتم اره  دیگه !! وبیخیال شدم با خیال  راحت اومد خونه رفتم خوابیدم  نگو خره شبش  زنگ زده بود خونه گفته بود اله بله صحبش رفتم سر کار تا ظهرکه بیرون جلسه داشتیم ظهر که شددیدم باباشرکت  نمیره منوبرد یه راست بیمارستان اونجا که رفتم دکتر معاینه کرد گفت ضربه خیلی شدید بوده  احتما مهره گردنش پوکیده وچون اعصاب ازاونجا رد میشه با فشار عصبی عوارضشو نشون داده وتو سرما بدترم ميشه الان گز گز ميکنه بعدا درد ميگيره هوم؟ بازم شد اره دیگه و این قضایا !!!دلیل اپ نکردن دیروز این بود شرمنده.

اجتمائی

همایش چهره های مردگان رادیدیدن خیلی باحال بود اسم هرکی را مییخوند میگفت من نه، من میخوام زنده بمونم !!!پارسال این اهنگ سازه مرد امسالم  این شاعره که جایزه گرفت تازشم عکس اونائی که مرده بودن اون پشت انداخته بودن کلی جای خالی داشت فکر کنم پیش بینی سال بعد کردن که جدید پول پوستر ندن!!!

سیاسی

وزیر اموزش وپرورش :تدریش زبانهای بیگانه در مقطع راهنمائی ودبستان ممنوع میشود!!!ایول حال کردم حالا هی برین عربی بخوبین

واقعا این رئیس جمهور به عنوان یک عنصرکاتالیزور سیاسی  باید به جدول مندلیف اضافه شه میدونین قضیه پرونده هسته ای که این روزا به شوری حکام کشیده شده درعرض دوماه در امور دیپلوماتیک در بدترین حالت پنج ساله باید به این نقطه میرسید. ما از دريات ايشون متشکرم

اقاجان  اين روزا هرکی رو ببينی ميگه به احمدی نژاد رای ندادم حالا کاری نداريم که بيست ميليون شناسنامه اضافه وجود داره ولی اين جريانو بزارين به حساب اون جريان که همه ميگن ما انقلاب نکرديم چند سال ديگه بچهاتون ميپرسن شما چرا به اين رای دادين چی دارين بگين ؟

عرفانی

شعله ان نیست که از اتش او خندد شمع

        شعله ان است که در خرمن پروانه زدند

ادبی

ای مرغ سحر عشق زپروانه بیاموز

         کان سوخته را جان شد و اواز نیامد

خبری

شعله اتشی خاموش شد یادش گرامی راهش سبز

پيامهای رسيده

زمن نگارم خبر ندارد

به حال زارم نظر ندارد

همه تباهي همه سياهي

مگر شب ما سحر ندارد

خبر ندارم من از دل خود

دل من از من خبر ندارد

کجا رود دل که دلبرش نيست

کجا پرد مرغ که پر ندارد

امان ازين عشق فغان ازين عشق

که غير خون جگر ندارد

                                                                                          ملک الشعرا بهار



[ خانه | آرشيو |