شوهر به صورت همسر نگاه ميکردلحظه لحظه جدائی بود  <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

- اگر ممکن است بیرون باش با دخترم کاردارم

- باشه

- ببین دختر من ترسیدم به پدرت بگم شرمنده بشه من که دارم میمیرم پول ندارم کفن بخرم من هر چی داشتم دادم وعوضش خدا تورو به من داد البته تو اين معامله ضرر نکردم ولی تو به پدرت بگو اگه ممکنه ابای خودشو کفن من کنه

دختر 5 ساله پيام رسان مادر شده بود- بابا مامان اینا رو گفت

پدرشروع به گریه کرد.....

- - - - - - - - - - - -

نميدونم چه حکمتيه وقتی زهرا يتيم شد ۵ سالش بود ، وقتی هم ميواست بره دخترش ۵ ساله بود

 

/ 6 نظر / 2 بازدید
VAMP

به منم سر بزن

غزال

چی بگم...خيلی تاثير گذار بود...مرسی!!!

نرگس

نمی دونم شعب ابی طالب و ديدی يا نه ؟ اون جا خوب ميشه برای اين نوشته مصداق پيدا کرد!

mahdi

سلام مطالب وب لاگتون جالب بود. حيفم اومد کامنت نگذارم. موفق باشيد