به مجنون گفت روزی عیب جویی

که پیدا کن به از لیلی نکویـی

که لیلی گر چه در چشم تو حوریست

به هر عضوی ز اعضایش قصوریست

ز گفت عیب جو مجنون برآشفت

در آن آشفتگی خندان شد و گفت

که گر بر دیده ی مجنون نشینی

به غیر از خوبی لیلی نبینـی

اين شعرازوحشی بافقيه اينو تو بلاگ يکی از دوستان خوندم که يه برداشت ديگه ازش کرده بود حالا بگذريم ازاون ولی يه نفر ميگفت اين تعبيره هيچ چيز به بجز زيبائی نديدمه!من که گيج شدم راستش اين درسته يا تعبير دوستمون

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس

البته از نظـــر مجنون!

نرگس

تداعی يک شعر:درد غم عشق تو به هرکس که بگفتم/از بهر هلاک من بيچاره دعا کرد

دختر بابایی

سلامممممممممم :) نميدونم اون يکی چه تعبيری کرده ولی اين به نظر من فقط منظورش اينه که بايد مجنون باشی تا ليلی رو اون طور که اون ميبينه ببيني... به نظرم زياد هم پيچيده نيست و دليلی هم نداره که پيچيدش کنيم!

zita

سلام.دارم کم کم ميفهمم چه خطی داری.سرکار گذاشتن من.به هر حال اين شعر ميخاد بگه<علف به دهن بزی بايد خوش بياد>

ati

مدعی خواست که از بيخ کند ريشه ما//////////غافل از اينکه خدا هست در انديشه ما!!!

ماه بانو

تو مو می بينی و من پيچش مو / تو ابرو من اشارت های ابرو!

محمد

امیر جان سلام ! محمد کاظمی را به خاطر می آوری؟ چطوری دلباخته؟؟؟ بر حذر باش که سر می شکند دیوارش

rOOzi

سلام...فکر می کنم اين بيتی که خانم ماه بانو گفته بقيه شعر باشه...من نظر اون دوست رو نمی دونم اما آدمای مختلف برداشتهای مختلفی از يه اثر هنری دارن که هيچ کدوم غلط نيست اما الزاما همه هم درست نيست...اما کلا به نظر من تفسير نکنيم بهتره...

امير

خب معلومه کدومش درسته!! اينکه پرسيدن نداره!!!