مفلس بی سامان

چند سالی است اول شعبان کوله می‌بندم برای واکندن سنگهای قدیمی با ارباب وچه خوش صاحبی داریم که با همه بیادبیم هرساله کریمانه پذیراست ، اینار دست خوش جسارتم مهمان سفره خانه حرمش بودم ، غذا خانه حضرتی به ما لوبیا پلو داد

دوستی داشتم که همواره میخواند

پشت دیوار حرم سوز گداکش دارد

جاده درخرمت مفلس بی سامان را

و اینبار اتفاقا سوز گداکش داشت و اینبارم جایم داد ، از سال ٨٧ که مسیر زندگیم عوض شد و در وادی تخلیه سلوک میکردم اینبار واقعا حرم به من چسبید و امیدوارم به شرط حیات همه ساله این ایام پابوس باشم

/ 0 نظر / 26 بازدید