گاهی وقتها که دلم برای خودم تنگ میشود یک سری به این سبز رنگ پر خاطره میزنم و مسنجر را دانلود میکنم  به زحمت پسوردم را یاد اوری میکنم مسنجرم منرا به سالهای نه چندان دور میبرد 

شاید نه دور زمانی بود که وقتی وصل میشد سیصد و شونزده ایمیل و آف لاین دوستان و دشمنان یک ساعتی را به فنا میبرد تازه اگر یک نصف شب بود و کسی خواب نبود ولی الان تا صبحم آن باشد این ادمک مسنجر خودش هست و خودش 

برسر دنیا مجازی تنها این بلا نیامده گاها دنیای واقعی هم دچار چنین تغییرات شگرف شده الان که برای برگزاری دوره ای به شهرستانی میروم با راننده ای مواجه میشوم که ساعتی منتظر نشسته وارثی طلبکار است که نگو و شاگردانی که پس از شش ساعت مخ خوردگی میخواهند خفه ات کنند 

به قانون جدیدی دست یافته ام که این دنیا هرچه حلوتر میرود از اسانی به سختی حرکت میکند 

 

/ 0 نظر / 23 بازدید